الملا فتح الله الكاشاني
264
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
را تمكين بر دخول در مسجد الحرام بر طرف شد و هيچ يك جرأت نداشتند كه در مساجد درآيند به جهت خوف از اهل اسلام و نزد بعضى معنى آيه نهى است از تمكين كفار از دخول در مساجد و علماى امت را اختلافست در تمكين ابو حنيفه و مالك تجويز آن كرده و شافعى بر آنست كه اگر مسجد الحرام است تمكين كفار در آن جايز نيست و در غير آن جايز است و جميع علماى اماميه بر عدم تجويز آن رفتهاند مطلقا و احاديث صحيحه از ائمه معصومين عليه السلام دال است بر اين و از ابن عباس مرويست كه چون اين آيه آمد هيچ جهود و ترسا در بيت المقدس نرفت مگر خايف و متفكر و اين روايت مصدق آنست كه مراد بمساجد بيت المقدس باشد و اينكه در روايت واقع شده كه چون فتح مكه واقع شد منادى رسول صلَّى اللَّه عليه و آله بآواز بلند ندا كرد كه بايد امروز هيچ مشرك گرد خانه كعبه نگردد و هيچ كس برهنه طواف نكند مؤيد آنست كه مراد مسجد الحرام باشد و اولى عمومست و مقوى اينست كه زيد بن على از پدران خود نقل كرده كه أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه مراد بمساجد جميع زمين است لقول النبى صلَّى اللَّه عليه و آله جعلت لى الارض مسجدا و ترابها طهورا و جبائى نيز گفته كه حقتعالى در اين آيه بيان فرمود كه مشركان را جايز نيست كه در مسجد الحرام و غير آن از مساجد داخل شوند پس اگر يكى از ايشان در يكى از مساجد درآيد بر مسلمانان واجبست اخراج او مگر به جهت خصومتى كه ميان او و غير او باشد كه در اين صورت جايز است كه نزديكى از حكام شرع آيد كه در يكى از مساجد نشسته باشد فحينئذ دخول او در آن مسجد بر وجه خوف و خشية خواهد بود از آنكه او را اخراج كنند و طرد او نمايند بعد از انقضاى حكومت و انفصال خصومت و نگذارند كه آنجا بنشيند هم چنان كه مسلمانان مينشينند بدون خوف و شيخ طوسى ره فرموده كه اين قول موافق مذهب ما است و ممكن است استدلال به اين آيه بر آنكه جايز نيست تمكين كفار بر هيچ مسجدى مطلقا اما مسجد الحرام زيرا كه ممنوعند از دخول در آن و عدم تمكين ايشان در آن خواه بواسطهء حكومت باشد يا غير آن به جهت عموم آيه فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا و اما مساجد ديگر لقوله ما كانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّه شاهِدِينَ عَلى أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ مر ايشان را است يعنى مر اهل كتاب را * ( فِي الدُّنْيا خِزْيٌ ) * در اين جهان رسوايى و خوارى كه آن قتل است و سبى و ذلت بضرب جزيه و اخذ آن از دست ايشان نه از وكيل ايشان لقوله حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صاغِرُونَ * ( وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ ) * و مر ايشان راست در آن سراى * ( عَذابٌ عَظِيمٌ ) * عذاب بزرگ بجهة كفر و ظلم ايشان مرويست كه خزى ايشان در دنيا در زمان خروج صاحب الامر صلوات اللَّه عليه باشد كه فتح قسطنطنيه نمايد و همه را بقتل درآرد از ابن عباس مرويست كه چون آيه تحويل قبله نازل شد مسلمانان روى بكعبه آوردند جهودان بر ايشان طعنه زدند و عيب كردند و